دولت ارزانی

.

آری... راست گفته اند، دولت ارزانی است
مفت است بهای جان آدمی
.

طبق طبق

.

دیشب یه جایی خوندم، زمان یکی از شاهان صفوی، حاکم گیلان به غلام خود تجاوز میکنه. خبر که به گوش شاه میرسه، فرمان میده که حاکم رو به قتل برسونن. حاکم خبردارمیشه و پیش دستی میکنه و برای اظهار ندامت، خــــــ ایه خود را قطع میکنه و آلت جرم رو در سینی خدمت شاه میفرسته! شاه هم حاکم رو میبخشه

.

اگه اون شاه صفوی الان جای رهبر بود، حکایت زمان ما این میشد 

طبق طبق خــــــــــ ایه است که سوی بیت روان میشود

 

قصه کبک و برف

.
احتمالاً یه روز پشیمون سگی میشم
که چرا این روزا رو ثبت نمی کنم با نوشته هام
قدیم زیاد مینوشتم. برا خودم خاطره هام رو مینوشتم
این روزا اتفاقای زیادی میفته که حتم دارم تاریخ ایران تو این اواخر دهه 80 از اهمیت زیادی برخوردار خواهد شد
دانشگاه هنوزم ملتهبه و من به طرز احمقانه ای از تمامی تجمعات دوری میجویم
رفیقمون امروز خیلی دلش گرفته بود. نشست یه کم درد دل کرد. همش چهره اش جلو چشمه و صداش تو گوشم
میدونم خیلی خودخواهیه. ولی یه جورایی خیلی با بچه ها نمی پرم که هوایی نشم. احساساتی نشم. تو قید وطن و ملی گرایی ناسیونالیسمی و این حرفا نباشم. تاریخ نخونم. روزنامه نخونم. ماجراها رو دنبال نکنم
فقط میخوام برم به دورترین نقطه دنیا و هیچی نشنوم
قصه کبک و برفه حال و روز من تو این دوران
میدونم یه روز پشیمون سگی میشم

اعتماد به نفس در حد وانت

.

پشت چراغ قرمز

وانتی چراغ را رد میکند

پلیس از پشت بلند گو: وانت کجا میری؟!!!ا

وانت از پشت بلند گو: میرم ناهار بخورم

.

دیفالت ذهنی

.
یکی از بچه های یونی من رو به یکی دیگه کجای امریکا لینک کرده بود
طرف تو یه دانشگاه درجه دو درس میخوند
یه استاد ایرانی  معرفی کرد که اتفاقاً زمینه کاریش هم بهم میخورد و اتفاقاً دنبال دانشجو هم میگشت و به شدت هم استاد خفنی در اون دانشگاه خفن بود
من کلی ذوق بودم ازون بچه ی یونیمون که من رو به این آقای خوش تیپ و متشخص و تحویل گیر لینک کرده. گفتم حالا هم خدا رو دارم هم خرما
بعد امروز فهمیدم طرف زن داره
کلی به بخت خودم خندیدم. قبلاً هم اینطوری زیاد پیش اومده
.
.
باید دیفالت ذهنیم رو تغییر بدم 
همه پسران جذاب یا زن دارن یا دوست دختر، مگر اینکه خلافش ثابت شه
.
.

در قلق

.
وقتی که مث سگ میترسی و ساده ترین مسایل میره رو اعصابت و میخوای سر به تن کسی نباشه و داری از غصه میترکی و استرس و اضطراب داری و تو دلت هیولا میلوله و تپش قلب گرفتی و دهنت سرویــــــــــــــــــــــس شـده
.
به بعدش فکر کن. به اینکه همه چی تموم شده. حالا یا تو مردی یا تو کشتیش. مهم آرامشه
.

قیف دانشگاه

.
یه مثل معروف هست که همیشه در باب قیاس دانشگاه های داخل با خارج مطرح میشه. میگن فرایند ورود به دانشگاه تو ایران مثل قیف برعکس میمونه. در حال حاضر برای من، فرایند رفتن به دانشگاه در خارج مثل قیف برعکس میمونه
.
به گلوی قیف نزدیک میشم. اصلاً حس خوبی نیست