عنوان ندارد

.
قدیم طرف با ننه باباش قهر میکرد، ترک تحصیل میکرد، میرفت خواننده میشد. الان طرف با ننه باباش حرفش میشه، میشینه درس میخونه که پذیرش بگیره بره از اینجا
.
هنوز جواب دندون گیری نگرفتم. ددلاینا دارن نزدیک میشن و من هیچ رغبتی برای دونستن تاریخ شمسی، قمری، هجری، میلادی ندارم. نیمساعت پیش فهمیدم شنبه عید قربان است. خب عیدتون مبارک
.
ترس و لرز کیرکگور راجع به ذبح اسماعیل و ایمان ابراهیم است. اول جذبتان میکند، بعد میکاردتان و در خماری نگهتان میدارد. آخرش هم نمیفهمی چی شد و منظور چی بود. برای من که اینطوری بود