رسم الخط

.
دفترش رو گرفتم بخونم. اولش نمیذاشت. بعد آروم گرفت نشست کنارم. بگذریم از محتویاتش. چیزی که توجهم رو جلب کرد این بود که تعمداً غلط املایی داشت. مثلاً نوشته بود خاهرم، فرضن، حتا... خندیدم گفتم بیسوات درست بنویس! گفت بیسواد تویی که تا حالا ندیدی! خیلی از نویسنده های امروزی این جوری مینویسن. می خان رسم الخط رو به گفتار نزدیک کنن. منم خوشم اومد، یه مدتی اینطوری مینوشتم برای خودم مثلن
.
بعد دیدم حرکت دمده شده، خیلیا دارن این طوری مینویسن. اصلاً چه معنی داره کلمه ها رو اشتباه بنویسی، گفتار همیشه در معرض تغییره و استعداد انحرافش از نوشتار به مراتب بیشتره. این بود که ازون به بعد برا کم کرداً روی طرفداران اون تئوری شروع کردم به نوشتاً به این صورت
.
الان طریق اعتدال رو بر گرفتم و سعی میکنم همه چی رو درصت بنویسم
.